تبليغاتX
خاطرات یک مسافر(در دیار مالزی)
می نویسم از دیار مالزی....
سلام

فردا دارم یه سفر سه روزه می رم به شیراز هم فال و هم تماشا هم دیدن فک و فامیل هم یه جلسه دیگه از سری جلسات گروه باران که قبلا راجع بش گفته بودم

راستی بزودی همین جا راجع به منشور بزرگ مرد تاریخ کورش مطلب می نویسم هر کی نظری داره بگه

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 22:15  توسط م.ا  | 

سلام

آقا یکی یه چشم پزشک خوب سراغ نداره؟ باور کنید دارم به چشام شک می کنم ! چرا؟ خوب معلومه از دست این تبلیغ های تلوزیونی اونم از نوع بانکی!

وقتی تبلیغای یه بانک رو می بینم شاخ در میارم تمام کارمندای بانک منظم مرتب خوش برخوردو خندون(عجایب هفتگانه رو یکی بش اضافه کنید) ولی وقتی اول صبح با هزار خاطره خوش از تبلیغ وسط فیلم شب قبل پا میشی میری بانک در اولین برخورد می فهمی باید کل برنامه های اونروزت رو کنسل کنی چون به هیچ کدوم نمیرسی صف داره سرش ناپیدا تازه بر خلاف اونچه که قبلا از رسانه ملی دیدی که یه آدم خوش تیپ با روی خندون تا اومدی تو دستی فیشتو تقدیمت میکنه می بینی یه باجه است و سه هزارتا فیش منم که همیشه آخر شانسم یعنی بعد از چهار ساعت تو صف بودن تا نوبتم میشه یارو پول تموم میکنه میره که بیاره چهار ساعت دیگه هم اینجا باید معطل شیم !

یادمه اونوقتا که تازه عابر بانک گرفته بودم خیالم راحت بود که دیگه از این مشکلا ندارم....

زرشک

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 19:42  توسط م.ا  | 

سلام

              قطره باران که بخشیدی ز پیش

                                                           متصل گردان به دریاهای خویش

نه بابا نمی خوام راجع به بارون و خواص اون بگم منظورم از باران گروه بارانه! (خوشم میاد این ده روز که نبودم و رفته بودم شیراز هیچکدوم از رفقا نگفت بابا این دوستمون زندست مرده باز دم مهدی گرم که یه گله ای کرد که کجام) خوب و اما باران؟

جونم بگه براتون انجمن باران زیر نظر مرکز مشاوره دکتر قوی روح یکساله که تو شیراز داره فعالیت می کنه به نظر من که خوبه آدم مطالب جدیدی یاد میگیره که تو زندگی می تونه خیلی کمک حالمون باشه مخصوصا بخش مشاوره گروهی تو این بخش هر کی هر مشکلی داره اگه دوست داشته باشه می تونه مطرح کنه و از همه اعضا کمک فکری بخواد من خودم معتقدم اکثر مشکلاتی که ما داریم بقیه هم دارن فقط ممکنه شکل و شمایلش فرق داشته باشه به هر حال آدم با نظرات دیدگاهها و آدمهای مختلف آشنا میشه فقط اینجا یه چیزی هست که فکرمو مشغول کرده!

دنیای مدرن به مسئله مشاوره خیلی اهمیت میده ولی برام جالبه ما ایرانی ها حتی نسل جوونمون! بیشترشون تا اسم مشاوره میاد اخم می کننو میگن یعنی می فرمایید ما دیوونه ایم که باید بریم مشاوره!

اگه اینطوره پس من که این سری تو انتخابات مجمع باران به عنوان مدیر داخلی انتخاب شدم باید سر دسته دیوونه ها باشم!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 20:47  توسط م.ا  |