تبليغاتX
خاطرات یک مسافر(در دیار مالزی) - کوزه و دریا...!!!
می نویسم از دیار مالزی....
سلام

امروز می خوام سر موضوعی باهاتون صحبت کنم که خیلی وقته فکرمو مشغول کرده اونم دیدگاه بعضی آدماست !نه نه اشتباه نکن این مشکل با اپتومتریست رفتنو عینک زدنو احیانا پیوند قرنیه (سریال شبکه دو رو که می بینین)  حل نمیشه مشکل اساسی تر از این حرفاست ریشه تو طرز تفکر ماها داره البته اگه تفکری پشت این قضایا باشه  نمی خوام را دوری برم و دیدگاه بشر رو از سالیان دور مورد بررسی قرار بدم نخیر فقط می خوام اشاره کنم به نوع دید بعضی جوونای ایرانی نسبت به تحصیل تو خارج!

گاهی اوقات سری میزنم به وبلاگ دوستان عزیز و خوبم مهدی و رضا یه جورایی از دست بازدید کننده هاشون دلگیر میشم ! چرا؟ چرا نداره آخه! این دو تا دوست عزیز با این همه کار و گرفتاری که خودشون دارن باز وقت میذارن با صبر و حوصله تا حد توان مطلب می نویسن و کلی راهنمایی های مفید می کنن که چی که من نوعی من هموطنش من جوون ایرانی  اگه بخوام درس بخونم اگه بخوام ادامه تحصیل بدم بدونم باید چکار کنم مهدی و رضا و امثال این دوستان به همه گرفتاری هایی که دارن لطف می کنن و تجربیاتشونو راحت در اختیار ما ها قرار می دن تجربیاتی که شاید نداشتن یا ندونستنشون کلی بهمون ضرر بزنه اونوقت بعضی ها چی می پرسن:

آقا پوشش اونجا چطوره ؟

آقا میشه دوست دخترمون رو ببریم خونه؟

آقا دامنمون چقدر می تونه کوتاه باشه؟

............

وای وای وای بر ما آره وای بر ما آدم احساس می کنه جوون ایرانی هدفش از ادامه تحصیل تو خارج همه چیز هست الا همون تحصیله چرا چون نوع پوشش از مدرک مهمتره آزاد بودن دانشگاه از اعتبار مهمتره دامن کوتاه و ترجیح میده تا درس خوندن در واقع انگار خیلی از ماها به اسم درس می خوایم بریم تفریح!

اونروز تو روزنامه خوندم زمان رکود اقتصادی کره جوونای کره ای تصمیم می گیرن به جای روزی ۸ ساعت ۱۲ ساعت کار کنن تا پیشرفت کنن اونوقت ماچی فقط تا نوکه بینی رو میبینیم دیدگاهمون حتی به قدر ۲۵۰۰ سال تاریخمون هم وسعت نداره یه ذره به این فکر نمی کنیم وقتی مثلا من پا میشم میرم مالزی اونجا هر غلطی بکنم کسی نمیکه فلانی همه میگن یارو ایرانیه ......

 چه خوب گفته شاعر :

گر بریزی بحر را در کوزه ای                   چند گنجد قسمت یک روزه ای

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 12:25  توسط م.ا  |