تبليغاتX
خاطرات یک مسافر(در دیار مالزی) - تنها ماندم.....
می نویسم از دیار مالزی....
سلام

تنها شدیم باز ای بابا این همه برو دزفول و چه می دونم دلیر خان و ببینو برنامه ریزی و از این حرفا آخرش ما مجبور شدیم یه هفته زود تر از دلیر خان بریم دیار غربت البته نا گفته نماند تنهایی هم عالمی داره

حالا هم دارم تند تند می نویسم چون باید بلیط بگیر م برای پایتخت (پام برسه تهران دیگه بر نمی گردم ایران )

یا حق

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 8:56  توسط م.ا  |